دختر=جنس برتر
تا بشر هست بجا شور و شرش هست بجا // وان زمان جنگ نماند که نماند بشری
*** سایکس و امیر کبیر سایکس درباره ی امیرکبیر مینویسد: می گویند هر ملتی شایسته ی حکمرانی است که دارد.اگر این سخن صحیح باشد،باید برای ملت ایران تاسف خورد،زیرا این کشور مانند اروپای قرون وسطی به وسیله ی حکامی اداره می شود که یگانه منظور و آمالشان جمع کردن ثروت میباشد.... اگر این وزیر 20سال در مقام خود باقی مانده بود، میتوانست مردان شرافتمند و وفاداری را تربیت کند که لیاقت جانشینی او را داشته باشند.... واقعا قتل امیرکبیر برای ایران مصیبتی بود؛ زیرا جلوی ترقی و پیشرفت هایی را که به زحمت و با رنج و محنت به آن ها نایل آمده بود گرفت. قدح درد _ ص 701
**ارمغان ناصرالدین شاه از فرنگ ناصرالدین شاه از سفرهای مکرر خود به فرنگ هیچ ارمغان سودمندی به ایران نیاورد. سفرنامه های ناصرادپلدین شاه پر است از توصیف زن فلان آقا که در فلان شب نشینی فلان لباس را پوشیده بود و ناصرالدین شاه مفتون زیبایی و خوشگلی او شد، یا وقتی فلان رقاصه ی فلان سیرک مشغول بازی است تن و بدن سفید و اندام قشنگ و ظریفش شاه ایران را از حال برده یا... !! قدح درد _ ص707 این آهنگو خیلی دوست دارم.نمیدونم شاید حرفای دل منو میزنه... My insides are turned to ash, so slow جاده طولانی بود،دسانداز داشت،بالا و پایین داشت،پهن بود. جاده یکی بود اما 3تا خط داشت.یکی تو قلبش دو تا هم دو طرف پهلوش. من وسطی رو که جاده از همه بیشتر دوست داشت و توی دلش نگه داشته بود دوست نداشتم.زیاد وفادار نبود، زیاد قطع و وصل می شد،گاهی کم رنگ می شد، چون میدونست که جاده دوسش داره.تا انتهای ناپیدای جاده با اون بود. خط سمت چپ رو نمیدیدم. خط سمت راست رو تمام مدت زیر نظر داشتم.این یکی خیلی وفادار بود،اما جاده اونو مثل وسطی دوست نداشت.منتظر تقاطعی بود که خط راستی رو بپیچونه و پاسش بده به یه جاده ی دیگه.اما خط جاده رو دوست داشت،هیچ وقت قطع نمی شد.وقتی با جاده به تقاطعی میرسید،خودش رو کم رنگ یا بریده بریده می کرد تا تقاطع رو رد کنن و بعد دوباره روی جاده،سفید،و ممتد نقش می بست و هر طرف که جاده می پیچید خط سمت راست هم با اون می پیچید... جاده،به دوستای جادش رسید و با اون ها قاطی شد.خطی که توی قلبش بود رو نگه داشت اما... خط سمت راست میون جاده ها افتاد.خط سنمت راست فقط جاده ی خودش رو دوست داشت،پس کم رنگ شد، محو شد و با یاد جاده از دنیا رفت.
نماز را به حقیقت قضا توان کردن // قضای صحبت یاران نمی توان کردن (خواجه عبدالله انصاری) همه ی این مطالب از ذهن خودم هستن و دوست ندارم کسی به نام خودش کپیشون کنه.مرسی بعدشم،جاده و خطوط اشاره به اشخاص حقیقی ندارن تو اهواز 3ساله که زمستون و تابستون گردوخاکه،نمی شه نفس کشید،روی میزو تمیز کنی 2ساعت بعد که دست بکشی خاک روشه! چرا ؟ چون احمدی نژاد که اومدش قرارداد مالچ پاشی با عربستان رو لغو کرد و پولی که بابت اون میداد رو.... من نمیدونم چیکارش کرد،شاید با همون پول بودش که حقوق دو نفرو برد بالا و رای خرید... جدیدا(تازه دو روزه) گردوغبار به تهران هم رسیده،خانم احمدی نژاد که یکم بوی خاک به مشامش خورد،با جارو افتاد دنبال محمود و گفت تا یه نفرو نفرستی که یه فکری به حال بیابونای کشورای عربی نکنه توی خونه راهت نمیدم!! و این شد که محمود کوچولوی ما اون شب و تو دفترش خوابید(البته نخوابید!) و با یه نفر تا صبح سر این بوی خاکی که تازگیا به مشام خانم بچه هاش خورده جر و بحث کرد... اولش که اون یارو گفت بابا ول کن،خونت که اوکیه(مشکلی نداره) درو پنجرش کیپه خاک نمیاد تو،خانم و بچه هاتم که با ماشین با پنجره های کیپ میرن این و اون ور چی کار بقیه داری؟بذا آسم بگیرن بمیرن،بده جمعیت کم بشه،آدمای آگاه بمیرن که دیگه کسی از خرابکاریات شکایت نکنه؟؟ محمود کوچولوی داستان ما اول دید فکر بدیم نیستاااا.... فرداش پاشد رفتش دم خونه زنگ زد،خانم آیفونو برداشت: چه مرگته؟ محمود:خانم بذار بیام تو باید صحبت کنیم. خانمش:گمشو مشکل خاکو حل کن بد بیا. محمود(که از معصومیت دور کله ش حاله ی نوری به وجود اومده بود با مظلومیت): خانمم،گوش کن چی میگم... و همه ی حرفارو لام تا کام واسه خانمش از پشت آیفون گفت. پسر محمود کوچولو که گوش واساده بود پرید گفت: بابا جون من و دوست دخترم اگه بخوایم بریم بیرون چی ؟ خوب هر دومون مریض میشیم تو این خاک... محمود دید نه بابا،به این راحتیم نمیشه بی خیال گرد و خاک شد.این بار رفت و به زور یکیو فرستاد تا یه گل بکاره بینیم چی در میاد... وگر نه بقیه مردم و ولشون،بمیرن به تـ... نداشته ی احمدی نژاد و اون یارو بالاتره...! میخوام که تو این پست چند تا از این پیشرفت های مهم تکنولوژی و فرهنگی که همه رو حیرت زده کرده نام ببرم: ۱-قطع شدن SMSها ۲-قطع شدن بیش از ۷کانال ماهواره ای و پارازیت در بقیه شبکه ها ۳-قطع شدن اینترنت ADSLبرای مدتی و کاهش بس ناجوانمردانه ی سرعت ۴-بسته شدن یاهو مسنجر ۵-فیلترینگ گسترده ی تمام سایت های مهم و جهانی ۶-شکستن عابر بانک ها و شیشه های مغازه ها توسط معموران ضد شورشی ۷-کشته شدن افراد بسیاری توسط نیروهای بسیجی و نظامی دولت ۸-شناسایی چهره از روی فیلم و دست گیری معترضان و ... خمینی کجایی که میزان دیگر رای ملت نیست خدا با ماست همیشه سبز باشید
And blew away as I collapsed, so cold
A black wind took them away, from sight
And held the darkness over day, that night
And the clouds above move closer
Looking so disatisfied
But the heartless wind kept blowing, blowing
I used to be my own protection, but not now
Cause my path has lost direction, somehow
A black wind took you away, from sight
And held the darkness over day, that night
And the clouds above move closer
Looking so disatisfied
And the ground below grew colder
As they put you down inside
But the heartless wind kept blowing, blowing
So now you're gone
And I was wrong
I never knew what it was like
To be alone
On a Valentine's Day, On a Valentine's Day
On a Valentine's Day, On a Valentine's Day
On a Valentine's Day, On a Valentine's Day
On a Valentine's Day, On a Valentine's Day
(I used to be my own protection but not now)
On a Valentine's Day, On a Valentine's Day
(Cuz my mind has lost direction somehow)
On a Valentine's Day, On a Valentine's Day
(I used to be my own protection but not now)
On a Valentine's Day, On a Valentine's Day
(Cuz my mind has lost direction somehow)


ایران تعلق گرفت.



